آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

6:46 عصر جمعه، 23 مرداد 1388

برادر هاشمی رفسنجانی از تلاش برای حذف همزمان رئیس خبرگان و جمهوریت نظام خبر داد

محمد هاشمی: برای تنفیذ و تحلیف، پايتخت را به پادگان نظامي تبديل كردند

محمد هاشمي در این گفت‌وگو با ايلنا، ضمن اشاره به شکاف عمیقی که پس از انتخابات در جامعه ایجاد شده تصریح می کند كه دولت نهم مقبوليتی ملي مانند دولت‌هاي آقايان موسوي، هاشمي و خاتمي را نتوانست به دست بياورد. وی با برشمردن تلاش‏هایی که برای حذف رئیس مجلس خبرگان از صحنه سیاسی کشور انجام می‏شود، این تحرکات را زمینه‏ای برای حذف جمهوریت نظام و رسیدن به حکومت ایده‏آل حامیان کودتا معرفی می‏کند.


به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه در مقطع فعلي عده‌ي بسیاری احساس مي‌كنند حقشان ضايع شده و به همين دليل اعتمادشان به نظام كم شده است، راه اعتمادسازي را خشونت، زندان و نمايش‌هاي تلويزيوني نمي‌داند و مي‌گويد: راه اعتمادسازي تحقير شخصيت‌هاي سياسي نيست كه با لباس زندان آنها را به دادگاه بياورند، ولي يك فرد خارجي را با لباس شخصي به دادگاه بياورند. مطمئنا اينگونه كارها به اعتمادسازي ختم نمي‌شود. وي نظام جمهوري اسلامي ايران را ميراث امام مي‌داند و مي‌گويد: صلابت اين نظام با اينگونه عملكردها حفظ نخواهد شد و كساني كه اينگونه عمل مي‌كنند بايد در رفتارشان تجديدنظر كنند. پيچيده كردن كار، راه‌حل معما نيست.

محمد هاشمي در پاسخ به این پرسش كه اين روزهاي آیت‏الله هاشمي رفسنجاني چگونه مي‌گذرد با مكثي طولاني مي‌گويد:روزهاي سختي به آقاي هاشمي مي‌گذرد. اگر به تاريح نهضت امام توجه كنيد، آقاي هاشمي از همان روزهاي اول كه از سال 27 به قم رفتند تا سال 34 كه شاگرد امام (ره)بودند، با امام ارتباط داشتند و امام هم بسيار به آقاي هاشمي توجه داشتند. اين توجه نه به خاطر شخص آقاي هاشمي بلكه به خاطر شخصيت ايشان بود و آقاي هاشمي سهم زيادي در نهضت و انقلاب اسلامي داشتند. وي سپس به زمان ترور هاشمي اشاره مي‌كند و يادآور مي‌شود: وقتي كه آقاي هاشمي ترور مي‌شود امام در نامه‌اي كه براي ايشان مي‌فرستند، آقاي هاشمي را به عنوان «جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمين آقاي هاشمي عزيز» خطاب مي‌كنند و مي‌گويند آن زمانيكه رضاخان مدرس را ترور كرد، گفتند به كوري چشم رضا‌شاه، مدرس زنده است و بعد مي‌گويند، بدخواهان بدانند هاشمي زنده است تا نهضت زنده است و آقاي هاشمي را مترادف نهضت مي‌دانند. اين نوع احترام و نگاه امام به آقاي هاشمي انحصاري بود و به كسي ديگري ‌چنين توجهي نكرده‌اند. وقتي ايشان مي‌ببينند جمعي از هموطنان در زندان هستند و جمعي كتك مي‌خورند و مضروب مي‌شوند و حتي اعضاي خانواده‌اش را مي‌گيرند و بسيار سخيف و خشن با آنها برخورد مي‌كنند، حال خوشي نخواهند داشت. چون اين وضعيت، شرايطي نيست كه براي آقاي هاشمي شيرين و مطلوب باشد. وي به تعهد هاشمي رفسنجاني به نظام اشاره مي‌كند و با ذكر روايتي از دوران مسئوليتش در صدا و سيما مي‌گويد: آقاي هاشمي در برابر نظام تعهد دارد. من زماني كه در صدا و سيما بودم، خيلي من را به خاطر آقاي هاشمي اذيت مي‌كردند و به همين دليل من خدمت ايشان رفتم و گفتم شما كه مي‌‌توانيد از من دفاع كنيد و جواب اينها را بدهيد. اما آقاي هاشمي جمله‌اي به من گفت مبني بر اينكه "براي من هم اين مسائل سخت است، اما من نمي‌خواهم كشور ما مثل (وضعیت فعلی) افغانستان بشود. كشور را مثل (وضعیت فعلی) افغانستان اداره كردن كار ساده‌اي است و من مي‌خواهم اين خيمه انقلاب از هم نپاشد و كشور حفظ شود و به همين دليل سختي‌ها را تحمل مي‌كنم". 

اين عضو باسابقه مجمع تشخيص مصلحت نظام به اولين جلسه مجمع بعد از انتخابات سال 84 اشاره مي‌كند و مي‌‌گويد: در سال 84 كه در انتخابات رياست جمهوري نهم، آن قضايا اتفاق افتاد، در اولين جلسه مجمع راجع به اين مسائل بحث شد. عده‌اي در آن جلسه به ‎آقاي هاشمي معترض شدند كه چرا جوابي نداديد. در آن جلسه آقاي شيخ حسن صانعي(رئيس بنياد 15 خرداد) گفتند آقاي هاشمي مي‌ترسد و همه از اين سخن تعجب كردند. بعد ايشان توضيح داد كه آقاي هاشمي براي انقلاب مي‌ترسد و مي‌ترسد انقلاب لطمه بخورد به همين دليل اين سختي‌ها را تحمل مي‌كند. محمد هاشمی سپس به شرايط فعلي اشاره مي‏كند و با بيان اينكه در مقطع فعلي هم شرايط سختي بر آقاي هاشمي مي‌گذرد، مي‌گويد: آقاي هاشمي از وضعيت فعلي بسيار ناخشنود است و به اين شرايط راضي نيست و اين وضعيت را جزء برنامه انقلاب نمي‌داند. وقتي كرامت انساني زير سوال مي‌رود، قطعا براي آقاي هاشمي ناراحت‌كننده است.

وی در پاسخ به اين سوال كه چرا هجمه‌ها عليه آيت الله هاشمي رفسنجاني شدت گرفته است، به نكته‌اي اشاره مي‌كند كه كمتر به آن پرداخته شده و مي‌گويد: واقعيتي بعد از ارتحال امام صورت گرفت و آن اينكه ما جمهوري اسلامي مي‌خواهيم يا حكومت اسلامي؟ امام جمهوري اسلامي مي‌خواستند. ولي عده‌اي بعدها گفتند اگر امام هم امروز بود جمهوري نمي‌خواست و به خاطر ملاحظات و رودربايستي با عده‌اي جمهوري اسلامي را مطرح كرد. البته آقاي هاشمي جمهوري اسلامي‌ امام  را مي‌خواهد. ولي عده‌اي اين را نمي‌خواهند و به همين دليل بايد آقاي هاشمي را از سر راه بردارند كه به حكومت اسلامي برسند و در اين راه تهمت و افترا مي‌زنند تا به نتيجه دلخواه خود برسند. اين عده هيچ حقي براي مردم در حكومت قائل نيستند. اين در حالي است كه امام (ره) مي‌گفتند هر چه كه هست براي مردم است. حتي امام در زمان دولت آقاي موسوي تاكيد داشتند آن كارهايي كه مردم مي‌توانند انجام دهند، دولت انجام ندهد و همواره مي‌گفتند كه مردم بايد بتوانند خواست خود را بيان كنند. محمد هاشمی سپس ادامه مي‌دهد: متاسفانه اكنون به جايي رسيديم كه عده‌اي به خود اجازه مي‌دهند كه در رسانه ملي و مطبوعات، رسما اعلام كنند كه اگر امام هم بود، جمهوري نمي‌خواست و افرادي مانند آقاي هاشمي را مي‌خواهند از سر راه بردارند. برادر کوچکتر رئیس مجمع تشخيص مصلحت نظام در پاسخ به اين سوال كه آیا اين عده مي‌توانند آقاي هاشمي را از سر راه بردارند يا نه؟، با خنده مي‌گويد: انشاءالله كه نتوانند. آقاي هاشمي با اين سابقه خدمات و به عنوان استوانه نظام در حال خدمت است و بر چه مبنایی اينگونه حرف‌ها را می‏زنند. 

محمد هاشمی به سخني از محمد باقر قاليباف اشاره مي‌كند و مي‌گويد: به قول آقاي قاليباف آن زمان كه سفره خون پهن بود مدعيان امروز معلوم نبود كجا بودند ولي الان كه سفره ديگري پهن شده همه چيز را مي‌خواهند. وي در پاسخ به اين سوال كه در جلسه مجمع تشخيص‌ بعد از مناظره احمدي‌نژاد و موسوي چه گذشت، مي‌گويد: همه به اين مناظره‌ها و اساعه ادب‌ها انتقاد داشتند و اينگونه برخوردها با اشخاص را پديده بدي در جمهوري اسلامي مي‌دانستند. هاشمي وقتي كه در مقابل اين سوال قرار مي‌گيرد كه چرا برادرش كه "مرد بحران‌ها" نام گرفته، در مقطع فعلي نتوانسته است بحران را مديريت كند، به دوران امام اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اينكه آقاي هاشمي در زمان حيات امام مي‌توانستند برخي بحران‌ها را حل كنند، به دليل همراهي و حمايت امام بود. ولي الان اين شرايط نيست و با برخي موضع‌گيري‌هايي كه شده است عملا آقاي هاشمي به تنهايي نمي‌تواند موثر باشد. زيرا قدرت حكومتي دست آقاي هاشمي نيست و به دليل در اختيار نداشتن ابزارهاي لازم،‌آقاي هاشمي نمي‌توانند عملا كاري كند. ايشان نمي‌خواهد به گونه‌اي موضع‌گيري كند كه بلندگوهاي خارجي بگويند جنگ قدرت در ايران در گرفته است.

وي به پيشنهادهاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه تهران اشاره كرده و از آن به عنوان فرمان سه ماده‌اي نام برد و گفت: متاسفانه با اين پيشنهادهاي آقاي هاشمي برخورد مناسبي نشد و حتي (افرادی مانند) آيت‌الله يزدي بسيار توهين‌آميز برخورد كردند. جرياني كه مقابل آقاي هاشمي شكل گرفته منتظر است كه ايشان حرفي بزنند تا به ايشان توهين كنند. همان‌طور كه آقاي هاشمي گفتند، رهبر انقلاب مي‌توانند اين بحران را حل كند. وگرنه با خشونت و زندان كردن شخصيت‌هاي سياسي، بحران كنوني حل نخواهد شد و اگر قرار بود با اين شيوه‌ها به جايي برسيم، انقلاب ما به پيروزي نمي‌رسيد. محمد هاشمي به مراسم تحليف و تنفيذ احمدي‌نژاد اشاره مي‌كند و با انتقاد از وضعيتي كه در تهران حاكم بود، مي‌گويد: براي برگزاري اين دو مراسم، پايتخت را به پادگان نظامي تبديل كردند. اگر بخواهند با اين روش، كشور را اداره كنند، ‌هزينه‌هاي سنگيني درپي‌خواهد داشت. چرا كه جمهوري اسلامي ايران از روزي كه امام آن را بنيان نهادند، حكومت بر قلب‌ها بود. از اين رو مطمئنا با بخشي از مردم، نمي‌توان كشو را اداره كرد. من با ادامه شرايط فعلي، آينده خوبي را پيش‌بيني نمي‌كنم و حتما بايد بزرگان نظام در اين شرايط تجديدنظر كنند و از راه‌هايي كه تاثيرگذار نيست، استفاده نكنند.

رئیس اسبق سازمان صدا و سیما، در پاسخ به اين سوال كه چه راهكارهايي را براي بهبود اين شرايط پيشنهاد مي‌دهيد، تاكيد مي‌كند: يكسري راهكارهايي ارائه شده است. مانند اينكه رهبري فرمودند از آسيب‌ديدگان دلجويي و با معترضين طبق قانون برخورد شود. ولي اينكه اينگونه دادگاه‌ها را برگزار كنند، آيا طبق قانون است؟ اينكه رسانه‌ها و برخي مطبوعات بتوانند هر چه دلشان مي‌خواهند، بر عليه يك فرد بگويند و آن شخص حق دفاع و اظهارنظر نداشته باشد، طبق قانون است؟ هاشمي به نارضايتي بسیاری از مردم بعد از انتخابات اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اكنون جمعيت زیادی ناراضي وجود دارد و مي‌گويند ما حرف داريم،‌ چرا به اين عده اجازه اظهارنظر نمي‌دهند. اينكه شوراي نگهبان يك جانبه حرف بزند، راهكار مناسبي نيست. بايد در رسانه ملي آن مساله‌اي كه موجب شكاف شده است را به بحث بگذارند. مگر آيه صريح قرآن نيست كه مي‌گويد «فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه». به همين دليل بايد اجازه داد هر كس نظر خود را بگويد و مردم انتخاب كنند. وي ادامه مي‌دهد: مساله ديگر رسيدگي به آسيب‌ديدگان است. رئيس قوه قضائيه يك فرمان چند ماده‌اي براي رسيدگي به اين موضوع را دادند. ولي يك ماه از اين فرمان مي‌گذرد و هيچ اتفاقي نيفتاده است؟ چرا به فرمان بالاترين مقام قضايي كشور عمل نشد؟ 

محمد هاشمي از اينكه هر مساله‌اي را در كشور به خارجي‌ها نسبت مي‌دهند گلايه كرد و گفت: نبايد همه چيز را به آمريكا و انگليس ارتباط دهيم. ما همه از آن‏ها متنفر هستيم ولي اينگونه كارها اثر عكس‌ دارد. وقتي من با اين سابقه در انقلاب در رسانه‌ ملي مي‌بينم يك فرد آمريكايي در ايران توانسته اين بلوا را راه بياندازد، از اين نظام مايوس مي‌شوم. این عضم مجمع تشخيص مصلحت نظام سپس به وضعيت افراد دربند اشاره مي‌كند و با بيان اينكه از وضعيت آن‏ها هيچ‌ اطلاعي نداريم و نگراني‌هايي در خصوص وضعيت جسمي آن‏ها وجود دارد، در خصوص صحبت‌هاي عطريانفر در دادگاه مي‌گويد: آقاي عطريانفر خيلي بر شرايط زندان تاكيد مي‌كرد. ايشان مي‌گفتند كه «من تحول پيدا كردم و اين تحول را ناشي از شرايط زندان مي‌دانم». ولي دو نكته در مورد مباحث آقايان عطريانفر و ابطحي وجود دارد، يكي آنكه اين افراد در «زندان» ‌به اين نتيجه رسيدند كه در انتخابات تقلب نشده است. سوال اينجاست كه چه امكاناتي در اختيار اين افراد بوده كه به اين نتيجه رسيده‌‏اند؟ براي رسيدن به اين موضوع كه در انتخابات تقلب شده يا نه نياز به اسناد است. 

وي با بيان اينكه سخنان پخش‏شده از آقايان ابطحي و عطريانفر را به ضرر نظام و كشور مي‌دانم در پاسخ به اين سوال كه اگر در مقطع فعلي رئيس رسانه ملي بود آيا اجازه مي‌داد كه اين اعتراف‌ها از اين رسانه پخش شود گفت: پخش این‏ها خارج از حيطه مديريت سازمان است. در قضيه آیت‏الله شريعتمداري كه وزارت اطلاعات اصرار داشت كه صحبت‌هايش پخش شود، من شخصاَ مخالف بودم. بعد از يك جلسه كه پخش شد، خدمت امام رفتم، چون وزارت اطلاعات مي‌خواست ادامه دهد و امام هم با اين تعبير كه «آب پشت سر مرده جمع نمي‌شود» فرمودند "ضرورتي ندارد كه بيش از اين به آقاي شريعتمداري بپردازيد". پخش اعترافات اشخاص ملي و مذهبي اثرات مثبتي ندارد،‌ چون اين افراد طرفدار دارند و (مثلا در مورد) افرادي مانند آقاي شريعتمداري كه مرجع بودند و مقلديني داشتند اگر بيش از اين به آن مي‌پرداختيم اثر معكوس داشت. محمد هاشمی در پايان اين گفت‌وگو تاكيد مي‌كند: پخش اينگونه اعترافات با توجه به جايگاه و شان این افراد براي جامعه تبعات دارد. مگر آنكه سناريويي پشت اين قضيه باشد و به عنوان مثال به این بهانه بخواهند احزاب را از بين ببرند و هم به جمهوريت و هم به اسلاميت نظام ضربه بزنند.

 

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه